هر کس در زندگانی الگویی را پیش میگیرد، مثلاً برخی ها هستند که مردان و زنان بزرگ را سرمشق قرار میدهند، همچون ساندیس مداران و چماق بدستان شیشه نوشابه ای! که حکومت امیرالمومنین و سرمشق های الهی را الگو میگیرند؛ اما بنده مانده ام الگوی، الگوی این جماعت، آقا کپکه بوده که ساندیسیان هنگامه مواجهه با مشکلات، سر زیر برف میکنند؟. البته هرکس در زندگی هر کار میکند بکند! همچو آنکه توهمات را چشم اندازه بیست ساله نام نهادند و دروغ را عنصری که هرگز وجود نداشته؛ این هم به فلان جای مستکران استعمارگر جهانی که خداوند را هم اغفال نموده اند و با وی توطئه اشغال هائیتی را چیده اند. اما هم اکنون که توهم سرنوشت ملت را تعیین میکند... گره در کار می افتد.
سر انجام کار این میشود که به گوش صاحب قدرت داد بزنی«تف به روت لعنتی، ازت متنفرم» ایشان در پاسخ میفرمایند:«بجز من عاشق کس دیگه ای هم هستی؟!». میلیون ها صدا فریاد بزنند«مرگ بر مگس» اشخاص موهوم پاسخ آورند«به ساحت خرمگس توهین شده!».
این همان حکایت توهم انقلاب نرم و مخملین، سران دولت خداوند، و نویسندگان لابد ساندیسی شان است. یکی کسی نیست بگوید آخر باغتون بیایون...دعا کنید با انقلاب نرم و مخملی سر و ته قضیه هم بیاد؛ خشکش را برایتان بار گذاشته اند!.
ممکن است این فکر به سر خوانندگان گرام بزند که دلیل اندیشه و نقد آقا کپکه و پیروانش چیست و اصلا چه شده که فیلمان یاد این مطلب کرده؟. پاسخ اینکه: راستش وقتی در جایی از این دنیا یک دستگاه دستمال نفیس به چشمتان بخورد، لاجرم هوس میکنید عنایتی به قلمبدستان ساندیسی و وبلاگ هایشان کنید. آنان را عرض میکنم که با قلم چنان پاچه میخوارند، که گویی سالهاست از مکتب روزنامه نگاری کیهان درس گرفته اند.
راستش دلم سوخت!... پس به ایشان پیشنهاد میدهم وقت هدر ندهند و به جای چماق و شیشه نوشابه، قلم به دست نگیرند. بروند سر خیابان ها و کشیک بدهند؛ احیاناً هم اگر با مبارزه خیابانی سبز پوشان روبرو نگشتند و دیدند کسی آن دور و اطراف نیست، خود بهتر میدانند که در اوقات بیکاری چکاری با چماق و روغن تفنگ هایشان بکنند. اینگونه هم سنگر را ول نکرده اند، هم آنقدری حوصلشان سرنمیرود که به شبکه کفر و نا پاکی و سرعت لاک پشتی آن دست اندازی کنند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
حرف حساب: تهاجم یونانیان به ایران، رسوم و اعمال زشتی را در ایران رایج کرد!. یکی از این اعمال این بود که هرگاه پادشاهان و سرداران سلوکی با دشمنی وارد جنگ و موفق به پیروزی میشدند، قبر پدر شخص شکسته خورده را میکندند و جنازه اش را میسوزاندند. تاریخچه فحش پدرسوخته، پدرت رو در میارم، و عباراتی همچو این ها از اعمال یونانی ها نشات میگیرد.

0 «««ارسال دیدگاه:
ارسال يک نظر