8کله نوشت: آنچه در زیر می آید، گرفته ایست از نوشته های دلکش خواجه طلایه دار طوسی، متخلص به پیر تهران. ایشان به روایتی در دهه ابتدای دهه نود میلادی و به روایتی دیگر در انتهای دهه شصت میلادی در کشور ایران و در سنوات سلسله خ نامان به دنیا آمد. نوشته های ایشان در سال 3006 میلادی در بیغوله ای توسط چندی از باستان شناسان مکشوف گشت. آورده اند که در آن بیابان زمانی شهری به نام "طهران" یا به روایتی "تهرون" یا به روایتی دیگر "دافستان" قرار داشته. قدر مسلم آنکه خواجه طلایه دار تهرانی نبوده اند اما در آن شهر زندگی کرده اند. امروزه که سه قرن از کشف کتاب حاوی دست نوشته های ایشان از زیر خاک میگذرد هنوز هم مورخان اساس تاریخ ایران نیمچه باستان را بر نوشته های خواجه میدانند. جالب است بدانیم که به لطف نوشته های دلکش طلایه دار، محققان دانستند که آنتن چند هزار ساله مکشوف در خرابه های اقامتگاه محمود احمدی نژاد(در اواخر عمرش) واقع در کشور ونزوئلا(که هم اکنون در موزه ملی انگلیس جا دارد، در اصل مطعلق به ساختمان کوتاه و چند طبقه ای به نام "میلاد" در شهر دافستان(به روایتی که در سطور بالا آمده) بوده که مراسم افتتاحش در زمان زمام داری محمود، و تاریخ اتمام کار ساخت آن همزمان با حکومت محمود سوم بوده. امید بر این است که از خواندن این متن دلگشای خواجه طلایه دار لذت ببرید.
آورده اند حکایت سفر محمود نامی، شیرین عقل و شیرین سخن، که عزمش جهان گیری بود و هدفش رهنمون گشتن عالم به سوی راه بهی و اندیشه مهدوی.
به گاه رجعت و بعد استراحت، بعد گرفتن چندین عکس و پرتره به هنگامه ای که همچو پسر عمه عمه ی پسر شاه پریان خوابید هممانند وارثان و نوادگان حضرت جری(ر) بر روی زمین. بزرگان را به محفلی دعوت نمود و استقبال بی نظیر ملل جهان را ستود. از خوبی ملت فرنگ گفت و اینکه در بلاد آلمان، دختربچگان و پسربچگانی را دیده، که زبان آلمانی را همچو بلبل تکلم نموده. و اینکه محمود در عجب بوده که کودکان فرنگی در عنفوان جوانی هم میتوانند فرنگی تکلم نمایند. بعد این افاضات و گفتن خاطراتی چند از دختر دوازده ساله مغنی اورانیونم در آشپزخانه، بزرگان مملکت در عجب آمدند که پسر احمد آهنگر سبزواری، آورده ایراد از بلاد صنعت و تمدن، تغار تغاری همچو خرواری.
بعد آن محفل دلیر مردانی که زمانی جان برکف نام داشتند و در آن روز نوشابه بر کف. شیشه شراب شکستند و شاش شغال شستند. زکوه کهریزک بساختند و عهد عقاب ببستند که تا شیشه بر کف دارند، از یاری رساندن به محمود مردی از نژاد احمدی، در راه اصلاح عالم، دریغ نورزند. پس فریاد بر آوردند: «لبیک یا مموتی»... سپس رو به درگاه شاه شاهان عزیمتش دادند و برای حکم تحلیفش اجازه خواستند.
حاکیان حکایت آورده اند که از وجنات محمود میبارید که وارث کوروش و داریوش باشد و متکی بر تخت خسروان... افراد کابینه اش را مشایی گفته اند و دکتر کردان. باز آورده اند که مادر یکی از یاران بنام کردان گفته بود خاک بر سرش که گر طالعش وزارت بود، به مدرسه می فرستادمش. اما... کردان من که به آکسفورد نرفته بود هرگز... به چاخان مساله آموز صد مدرس شد.
چه کردان ها و مشایی ها که ایران زمین به خود بدید. رحمتا مشایی نور چشم احمدی، سر به جنگل بردی و با مهدی هم صحبت شدی. رحمتا علی آبادی که در کارنامه اش هزار مدال حک شده بود و در رنکینگ المپیک یک طلا. آورده اند که محموتی در مناظره اش با کروبی، مدالان توضیع شده در مدارس را بشمار کرد و آن را هم همچو سایر آمار به روی ملت تف کرد.
آورده اند که محمود محمودستان پس از ده هاسال صدارت چنین کرد که می آید....
ادامه مطلب در پست بعدی.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
حرف حساب: اولین بیمه ی رسمی و بزرگ عالم، مربوط به دوران هخامنشی در ایران است که طی آن، کارگران مامور ساخت کاخ پرسپولیس، از طرف پادشاهی ایران بیمه میشدند تا به هنگام اتمام کارشان یا انصراف از کار، بتوانند به موطن خود مراجعت نمایند. این اولین بیمه رسمی بشریت در جهان است که مبتکر آن داریوش کبیر بود.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توجه:از خوانندگان عزیز دعوت میکنم تا از این پس، از وبلاگ دیگری که ساخته ام دیدن کنند. توصیه میشود کسانی که به کراوات عادت ندارند، وارد نشوند!.

2 «««ارسال دیدگاه:
۶:۰۷
طلا!
تو اين يه هفته اي كه گذشت، همش به اون نفريني كه توي مراسم افتتاحيه كردي، فكر ميكردم و اينكه وجداناً فلسفه ش چيه. بعد از كلي تفكر و تعمق و شب بيداري كشيدن و دود شمع خوردن (!) دليلشو فهميدم:
اينكه تو ميخواستي نشون بدي كه فمينيست هستي! ميدوني چرا؟ آخه با اين نفرينت، اگه طرف پسر باشه كه داماد بايد باد شكمو در بدترين زمان ممكن تخليه بكنه؛ اگرم دختر باشه كه بايد چايي ريخته بشه روي فلان آقاداماد!!!
بنده به نمايندگي از جامعه ي جهاني آقايان، نسبت به اين تبعيض جنسيتي، اعتراض خودمو نشون ميدم و از شما هم ميخوام كه يا دو نفرين هم براي دختران بكنيد يا بذارين كه ما فقط حرف حسابو بخونيم!
۶:۴۵
در جواب هیزم شکن میگویم: "نفرین جدیدی خواهم ساخت!"
ارسال يک نظر