نمیدانم این چه ککیست که به تنبان متبرکمان رفته و برون گشت ندارد. آن کک که هر دم به تنبانم ماگذرش می افتد، طلب نوشتن گاه و بیگاه و آبرو ریزی مینماید(اشاره به پست قبل).ککی که دم به دم هوس یک بازی وبلاگی مینماید که همچو همیشه خود اختراع کنم و خودم بازی کنم و خود خود را دعوت کنم و خلاصه همان قصه ی بازی کردن آدم با خودش. کک دیگری تنبان گیرم شده و این یکی به این راحتی ها دست از جان بی جان ما نمیکشد و آن این کک است که مرا مجبور به انجام عملی کند که به اندازه همسایه طبقه بالایی مان ازش متنفرم.
فکر کردن. بنده به شدت از فکر کردن متنفرم اما چه کنم که فکر مرا رها نمیکند و هردم مرا بانگ میدهد که طلایه دار بیا...اهوم اهوم اهوم.
خلاصه اینکه همواره در کش و قوس با این افکار پریشانم که بابا من نمیتوانم. من اهلش نیستم. حد اقل اینکه فکر کردن از من بر نمی آید. هی میگویم آخه بابا شما که آمار نیستید. بر فرض هم اگر باشید، باز طرفتان جناب دکتر رئیس جمهور مجاهدمان است، نه بنده بیکار بی پول مفلوک.
آخر سر هم همچو همیشه نتیجه این میشود که بجای اینکه این افکار تا ابد همچو عقده بر دلمان ماندگار شود. یه دست آنان را بنماییم و تمام. به خود میگویم: خوب این هفته موضوع چیست؟ افکار از خدا خواسته جواب میدهند: گیریم که جمهوری اسلامی راست میگوید. و به شرح زیر فکر ها را مینماییم:
ایران آزاد ترین کشور دنیاست. بر منکرش لعنت. تمام روئسای قوا در آسمان به سر می برند، آنقدر آسمانی و آزاد که طعنه به کبوتران میزنند. به برادران بسیجی اجازه میدهند از هر شیشه نوشابه ای که میخواهند استعمال نمایند. هنگامی که آقا محمودش بر منبر سازمان ملل مینشیند آزاد آزاد، برای خود سخن میگوید. در هر شهری هم که توقف کند هرچه که خواست میگوید و به طور کل دولتش از هفت دولت دگر آزاد است و نمیدانیم که جهانیان در کدامین بیغوله کشور آزادی همچو ایران دیده اند.
تمامی مشکلاتی که در کشور بی مشکل ما باشد، از طوطئه مستعمرین و مستکبران جهانی سر چشمه میگرید...اینجاست که اندکی مرا به فکر وا میدارد که بیکاری جوانان و مردان برومند ایران، چه ربطی به ممالک بیگانه میتواند داشته باشد که آقا محمود و رفقا چنین فکر کنند...یافتم! ایشان چنین فکر میکنند که مستکبرین دسیسه ای از این قرار چیده اند که فیلم های نعوذ باللهی(-18) خود را کثرتاً در باب منشی دفتر و آقای رئیس و در همین راستا، آقای مدیر و خانم زیر دستی بسازند. خوب با این اوصاف تعجبی ندارد که آگهی استخدام روزنامه هایمان میشوند: به تعدادی کارمند(ترجیحا خانم) نیازمندیم. به یک فروشنده زن نیاز مندیم. به یک کارمند، اکیدا زن و ترجیجاً بیوه، نیاز مندیم... جان خودم دست استکبار جهانی را در بازار کار یافتم. برای یک بار هم که شده محمود را در یابیدم. خودش است. با وضع موجود هیچ مردی قادر به یافتن کار نخواهد بود، مگر خانم ها رئیس باشند. اینجاست که مردی همچو آن جوان رعنا، تصمیم میگیرد تا به یکباره یک کامیون وزیر زن را در کابینه جا دهد تا فرهنگ صدارت زنان در جامعه ما نهادینه شود و مرد ها هم بتوانند صاحب اشتغال شوند. لابد بر همین اساس است که آقایان صاحب منصب هر شب خواب این را میبینند که تا ده سال دیگر ایران برترین کشور اقتصادی جهان را دارد. ببینید شما را به خدا... مشکلات مملکتی ما بر چه پایه ای حل میشود.
اما باز ککش به تنبانم می افتد که تحقیق کنم، جماعتی که در زندانشان به چهار تا شیشه نوشابه و چندی زندانی بی گناه رحم نمیکنند، چگونه این چهار سال را که بر ما چهار هزار سال گذشت، با یک رئیس جمهور مرد و ده ها وزیر که باز هم مرد هستند سر کرده اند... عدم کارایی کابینه نهم را از این جهت دیدم و فهمیدم که بابا تقصیر مموت نیست... نتیجه آن شد که عدم تعادل کابینه دهم را هم یافتم و حسابی هم دریافتم که مجلس در رای اعتماد دادن به خانم ها، با ایشان(یعنی اوشان) همکاری نمیکند... خلاصه اینکه فعلا کابینه با تکتیک ده به یک و یک ذخیره سر میکند. اما آخر سر کسری بودجه ها را گردن دولت نیندازند.
چند تایی دگی از افکار ناثواب به اندیشه مان خطور کرد که دیگر حوصله نوشتنش را ندارم. درضمن ملت شریف ایران وبلاگی را که نوشته اش ده خط بیشتر باشد نمیپسندن و اصلاحا مطالب مینی مالیده را ارجح میدانند. آخر این ملت اگر اهل مطالعه بود، نه دینش این بود نه حکومتش، و نه مملکتش.
ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ
حرف حساب: در سپاه کوروش سربازان پارتی گوشت گاو را زیر زین اسب خود مینهادند و بعد از تاخت و تاز اسب هایشان در طول روز، گوشت خام با بخار عرق و گرمای بدن اسب نیم پخته میشد. و آنگاه سربازان پارتی گوشت را در وعده غذایی استفاده میکردند.

3 «««ارسال دیدگاه:
۱۴:۲۳
۲:۳۰
این کک ها و کرمها دیگر دارند کارد را به استخوان میرسانند! دارویی، چیزی باید برایشان تهیه کنیم!
۱۱:۵۸
جواب طلایه دار به...
عر عری: "همین طور است"
ارسال يک نظر